در دنیای گیشا عشق واحد پول است، اما عاشق شدن فاجعه. معاشقه و برانگیختن میل بخشی از حرفه است، ولی دل باختن واقعی اغلب به خودکشی دوگانه میانجامد؛ پدیدهای که چیکاماتسو در نمایشنامههایش جاودانه کرد و دولت در ۱۷۲۲ ممنوعش ساخت. اوسامو دازای، رماننویس پرشور، چندین بار کوشید و سرانجام در ۱۹۴۸ با معشوقهاش غرق شد. مفاهیم عشق ژاپنی با غرب فرق دارد: ازدواج از عشق نمیآید، بوسه تا پس از جنگ تابو بود و گفتن «دوستت دارم» هنوز دشوار است. داستان هیدئو و گیشایی که حامی ثروتمند برگزید، تضاد شور عاشقانه و واقعیت اجتماعی را نشان میدهد. زنانگی دو چهره دارد: همسر خانهدار و گیشای فریبنده.